الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
50
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
4 - سبب حكم عقل به حسن و قبح بهمعناى سوم دو عامل است : الف - ادراك كمال و نقص نوعى . ب - ادراك مصلحت و مفسده نوعيه . 5 - حسن و قبح به معناى سوم هم سه قسم پيدا كرد : ذاتى - عرضى - اعتبارى . حال با تأمل در مطالب گذشته مىتوانيم با بصيرت كامل وارد ادله طرفين شويم و عادلانه قضاوت كنيم كه حق با اشاعره است و يا با عدليه ؟ تا نتيجه مطلوب را در ما نحن فيه بدست آوريم : بحث در اين بود كه آيا حسن و قبح افعال عقلى است و عقل ما استقلالا مىتواند آنها را ادراك كند و يا شرعى است و متوقف است بر رسيدن خطابى از شارع و عقل ادراكى ندارد ؟ اشاعره مىگفتند حسن و قبح افعال شرعى است ولى عدليه مىگفتند عقلى است . اينك دلائل طرفين : هريك از طرفين دعوى به منظور اثبات مدعاى خويش ادلهاى آوردهاند . كه جناب مصنف اهم آن ادله را عنوان مىفرمايند : دو دليل براى اشاعره مىآورند و دو دليل براى عدليه . اما دو دليل اشاعره : [ دلائل اشاعره ] مقدمه : در منطق بما آموختهاند كه قياس از لحاظ صورت و هيئت يا اقترانى است و يا استثنائى . قياس استثنائى هم يا اتصالى است اگر صغرى شرطيه متصله باشد و يا انفصالى است ، اگر صغرى شرطيه منفصله باشد . فعلا بحث ما در قياس استثنايى اتصالى است . در اينگونه قياسات چهار احتمال وجود دارد كه دو احتمال آن منتج است و آن دو عبارتند از : 1 - استثناى عين مقدم نتيجه مىدهد عين تالى را به عبارت ديگر از راه اثبات ملزوم نتيجه مىگيريم اثبات لازم را و در اينگونه قياس دو مرحله عمليات لازم است : الف - اثبات ملزوم ب - اثبات ملازمه آنگاه حكم به لازم پرواضح است از اين نوع استدلال در مباحث حجت در رابطه با حجيت حكم عقل سخن خواهيم گفت و در علم كلام هم مورد بهرهبردارى است .